تبلیغات
:: مهران مدیری :: - آنفاركتوس یك ملت

:: مهران مدیری ::

آنفاركتوس یك ملت

شنبه 20 اسفند 1384
آنفاركتوس یك ملت
شب های برره، پرسروصداترین مجموعه  تلویزیونی امسال بود كه همه جا را به هم ریخت
 
فرزاد امیری
یك مجموعه تلویزیونی كه واقعا پدیده شد. با همة معنایی كه كلمة پدیده با خودش دارد. این مجموعه نه تنها وارد فرهنگ خصوصی مردم جامعه شد، كه فرهنگ رسمی و خط كشی شده را در نوردید، همه را وادار به اظهار نظر كرد و مثل هر پدیدة مهم و نظرگیر دیگری، آدم های مختلفی از طبقات مختلف جامعه را به اظهارنظر و واكنش وادار كرد. این كه یك دكتر در اتاق عمل با بیمارش برره ای حرف بزند، به هیچ وجه تعجب برانگیز نبود و از طرف دیگر، آن چه اهمیت داشت، واكنش های مختلف آدم هایی از طبقات مختلف جامعه بود كه با تأیید شب های برره یا سنگر گرفتن در برابر آن، انگار دربارة مسائل دیگری هم اظهارنظر می كردند.
این طوری شد كه شب های برره، به یك ماشین پولساز تبدیل شد. نه فقط برای شبكه سه و سازمان آگهی هایش كه برای كاسب های حبیب خدای داخل و خارج مملكت. برای مردی كه اسم شخصیت های این مجموعة تلویزیونی را روی شترمرغ هایش گذاشته بود، تا صاحب كارگاهی كه تی شرت هایی با عكس این شخصیت ها چاپ كرد و عروسك هایی كه خارج از كشور، با شكل و شمایل آدم های روستای برره تولید شدند و به بازار آمدند. حتی خود كارگردان سریال هم وقتی كارش تمام شد، رفت و با یك كارخانة چای سازی برای تبلیغ محصولاتش قرارداد بست. دستمزد سایر عوامل تولید هم در كارهای بعدی لابد بالاتر رفت كه طبیعی هم هست.
چیزی كه از همان ابتدا، شب های برره را از محصولات تلویزیونی مشابه و سریال های نود قسمتی شبانه جدا می كرد، این بود كه از همان آغاز برای چشم و ذهن مخاطب هایش آشنا بود. انگار بخش هایی از مجموعة پاورچین، آنونس این یكی بود. مردم، برره و ویژگی هایش را می شناختند و با لهجه اش آشنا بودند. نویسنده های جدید، فقط باید محصول اصلی را ورز می دادند و مایه اش را گسترش می بخشیدند. به خصوص كه از همان قسمت های اول، به درستی تصمیم گرفتند تا با طرح های محبوب جماعت ایرانی كار را شروع كنند. این شد كه یكی دو عروسی حسابی داشتیم و ایده هایی كه معمولا خرج قسمت آخر سریال ها می شود، همان ابتدا استفاده شد. شاید می دانستند كه قسمت آخری در كار نخواهد بود.
اما شب های برره، همان طور كه گفتیم، یك مجموعة تلویزیونی معمولی نبود. در بحث های رسانه  ای، دامنة نفوذ فراوان، گاهی وقت ها ترسناك می شود و شب های برره به مجموعة بانفوذی تبدیل شد. نه فقط منتقدها كه جامعه شناس ها و روان شناس ها و سیاستمدارها هم دست به كار شدند تا واكنش نشان دهند. بعضی ها نگران فرهنگ بودند و بعضی دیگر، نگران بلایی كه سر فرهنگ دوست داشتنی شان می آمد. به هر حال، این یك مجموعة رادیكال بود. قالب زایایی داشت كه می توانست همه چیز را عوض كند و متغیر جلوه دهد. یك جور شالوده شكنی فرهنگی. سازندگان مجموعه، ملت تازه ای خلق كرده بودند كه آداب و رسوم و شخصیت های خاص خودش را داشت و خیلی ها معتقد بودند این ویژگی ها، همان خصوصیت های قوم ایرانی است. با كمبود ها و كوتاهی هایش. حالا قالبی آماده بود كه می شد موضوعات مختلف را در آن ریخت و برره ای كرد. این كه برره  ای ها كه ظاهرا عیب های اغراق شدة یك مملكت عقب مانده را داشتند، در برابر آن موضوع چه واكنشی نشان می دهند، برای خیلی ها جالب بود. از گلدكوئست گرفته تا دربی معروف پایتخت
 
                                           027384.jpg
و همین نكته بود كه مردم را سر شوق می آورد. آن  ها فرصت درك پیچیدگی ها و به جا آوردن كنایه ها را داشتند: منظورش اینه ها... ، داره به فلانی می زنه... . از هر صحنه و دیالوگی می توانستند نتیجه گیری كنند و دنبال ما به ازای بیرونی اش بروند و این سركیف شان می آورد. خبرنگار خبرگزاری رویترز هم كه رفت بازار تجریش و دربارة تأثیرها و واكنش های مردم نسبت به این مجموعه گزارش تهیه كرد، به شكل اغراق آمیزی بر این نكته پای فشرد. در چنین شرایطی اصلا غیرقابل انتظار نبود كه فشارها بر این مجموعه و سازندگانش و مسؤولان پخش تلویزیون بیشتر شود. اما عجیب بود كه تلویزیونی ها به پخش مجموعه ادامه دادند. مدیر گروه فیلم و سریال شبكه سه، از مجموعة موفقی كه زیر نظر او تولید شده بود، حمایت كرد و رئیس صدا و سیما، شخصا به لوكیشن مجموعه سر زد كه بازیگران هم به شیوة برره ای به او خوشامد گفتند. شرایط عجیبی پیش آمده بود. تجربه نشان می داد كه در برابر چنین واكنش هایی، معمولا كاسه و كوزه، بر سر مجموعه و سازندگانش خرد می شود. اما دربارة برره ماجرا فرق می كرد. آیا می توانستیم خوش بین باشیم كه جامعه و مسؤولانِ باظرفیت تری پیدا كرده ایم كه می توانند عوض پاك كردن صورت مسأله و جلوگیری از پخش مجموعه، دور هم بنشینند و دربارة خوبی ها و بدی های پدیده ای كه درباره اش صحبت می كنیم، اظهار نظر كنند؟ هر چند كه نمی شود تأثیر مسائل اقتصادی را هم انكار كرد. شبكه روی قیمت آگهی های قبل و بعد از پخش مجموعه توافق كرده بود كه ماجرا را به سمت دیگری می برد. این، یكی دیگر از نشانه های شروع دوران جدید بود كه تأثیر پارامترهای جدیدی را برای به نتیجه رساندن این بحث ها عیان می كرد.
مسؤولان شبكه هم البته بیكار ننشستند. برنامه هایی دربارة ویژگی های مثبت و منفی شب های برره پخش كردند و سؤال ها و ابهام ها را به حوزة بحث كشاندند. بعد رفتند سراغ صحبت دربارة نتیجه های اخلاقی ای كه تماشای سریال روی آدم ها می گذارد و كار را سخت تر و پیچیده تر كردند. مثلا گفتند كه در این مجموعه دروغ و سخن چینی نقد می شود و از این حرف ها كه البته تأثیر چندانی روی نظر موافق ها و مخالف ها نداشت. گفت وگوی همشهری جوان با داریوش كاردان، كارگردان قدیمی طنزهای تلویزیونی هم به یكی از بحث انگیزترین مطالب تاریخ كوتاه این نشریه تبدیل شد. كاردان، مستقیم و سرراست از این مجموعه بد گفت و واكنش های فراوانی به پا شد. سایت های اینترنتی، حرف های كاردان را نقل كردند و كاردان هم گفت كه حرفش را پس نمی گیرد. به هر حال، همان قدر مجموعه پرطرفدار بود كه شنیدن حرف های كسانی كه نسبت به آن واكنش نشان می دادند.
نود قسمت مجموعه كه تمام شد، ماه محرم و ایام عزاداری رسید. اما صحبت، از ادامة آن تا بعد از تعطیلات عید بود. درست مثل مجموعه های قبلی مهران مدیری كه زمان پخششان تمدید شده بود. اما معلوم نشد پشت درهای بسته چه گذشت كه همه چیز تمام شد. مدیری اعلام كرد كه تمام شدن مجموعه با توافق كامل همه انجام گرفته و منعی و توقیفی در كار نبوده. می شود هم این جوری نگاه كرد كه مسؤولان شبكه نخواسته اند سری را كه درد نمی كند، دستمال ببندند. به همین خاطر در فرصت به دست آمده كه نود قسمت مجموعه تمام شده بوده و قراردادها هم به پایان رسیده، از ساخت ادامه ای بر این مجموعة پربیننده و پر دردسر دست شسته اند.
نكتة دریغ آمیز اما این جا بود كه در میان این همه سر و صدا و جار و جنجال، كمتر كسی به استعدادهای سازندگان مجموعه اشاره كرد. به شوخی هایی كه به این خوبی نوشته و اجرا شد. ظاهرا هنوز واكنش ها و انتقادهای اجتماعی برای  ملت ما و نخبه هایش، از توجه به این نكته های ظاهرا بی اهمیت، اهمیت بیشتری دارد
منبع: همشهری جوان
محمدرضا


[ شنبه 20 اسفند 1384 - 05:03 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 20 اسفند 1384 - 05:03 ق.ظ]

[ پیام ()|| سارا ] [عمومی , ] [+]